تبليغاتX

آئینه اندیشه
یاداشت های روز در زمینه های علمي،فرهنگی،اجتماعی و...

اللهم صلی علی علی بن موسی"الرضا المرتضی"الامام التقی النقی"و حجتک علی من فوق الارض" و من تحت الثری"الصدیق الشهید"صلوة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة" کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک.

زائر بارانیم آقا بدادم می رسی؟

بی پناهم،خسته ام، تنها، به دادم می رسی؟

گرچه آهم نیستم، اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهو ها، به دادم می رسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟

السلام علیک یا غریب الغربا، یا ابالحسن، علی بن موسی الرضا علیهم السلام

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/03ساعت 22:1  توسط جعفرفلاح | 

در خصوص اربعين امام حسين (ع) نظرات مختلفي وجود دارد.عده اي از انديشمندان نظير شهيد مطهري معتقدند که پس از واقعه عاشورا و اسارت اهل بيت عليهم السلام و حرکت دادن آنان به سمت کوفه و شام و سپس مدينه و مجدداً مراجعت آنان به کربلا در مدت زمان 40 روز، ميسر نبوده است.بلکه در اربعين سال دوم شهادت، زيارت اهل بيت از قبر امام و ساير شهداء در کربلا محقق گرديد.آنطور که نقل شده مردم عراق اعتقاد عميقي به اربعين سيد الشهداء داشته و همه دلباختگان آن حضرت، از شهرهاي دور و نزديک، از 15 روز تا يک ماه در راه هستند.مردم بطور دسته جمعي و خانوادگي،زن و مرد، پير و جوان، حتي نوزادان را بهمراه داشته و به سوي کربلا حرکت مي کنند.نوزادان در کالاسکه، پيران در ويلچر در طول راه مشاهده مي شود.

از يکي دو هفته قبل در رسانه هاي خبري اعلام شده بوده که مردم شهرهاي مختلف عراق و همچنين بعضي کشورهاي همسايه با پاي پياده به سوي کربلا حرکت کرده تا روز اربعين در مراسم عزاداري شرکت نمايند.پيش بيني شده در حدود 16 ميليون نفر زائر در روز اربعين در کربلا حضور يابند.

در يکي دو روز گذشته از سيما،تصاوير مستندي از عراق پخش شده که نشان از عشق و ارادت مردم به سيدالشهداء مي دهد.در دو طرف جاده، ايستگاه هاي صلواتي، شارژ تلفن همراه، تعمير چرخ هاي کلاسکه بچه ها، و محل معاينه زائران توسط پزشکان راه اندازي شده است.هنگام عبور زائران از نزديکي هاي روستا و يا شهر، اهالي اين مناطق، عاجزانه از مردم درخواست مي کنند تا ساعاتي را در منزلشان استراحت، نماز اقامه کرده، تا در همين فاصله از آنان پذيرايي نمايند.اين عمل را با عشق و عطش خاصي انجام مي دهند.در صورت استجابت اين درخواست و ورود زائر به منزل، صاحب خانه، جوراب را از پاي زائر در آورده، پاهايش را ماساژ داده، زخمها را تيمار و حمام را براي دوش گرفتن او آماده مي کردند.وقتي از اين عمل آنها سئوال مي شود در پاسخ مي گويند: ما خادم و نوکر زائرين سيدالشهداء هستيم و اين عمل با تمام وجود خود انجام مي دهيم.در طول يک سال انتظار چنين روزهايي را مي کشيم تا زائران از اين مسير عبور کرده و ما نوکري آنها کرده و پذيرايي کنيم.

يکي از شيعيان نقل مي کرد:در زمان حکومت صدام بعضي از ارادتمندان؛ بطور مخفيانه و شبها از مسير بيابان و نخلها و کنار رودخانه ها با تحمل سختي و مشقت خود را به کربلا مي رساندند. عده اي هم در بين راه توسط مأمورين دستگير و يا کشته مي شدند.

چندين قرن از واقعه عاشورا مي گذرد.سلاطين و حاکمان زيادي بر مردم حکومت کرده اند ولي اثري از آنها نيست.حتي از قاتلين اهل بيت اثري از آنها نيست.ولي عشق و ارادت به حضرت ابا عبدالله(ع) هر روز شعله ورتر مي شود.

از معصوم روايت شده است:همانا با کشته شدن حضرت حسين بن علي(ع)حرارتي در دلهاي مومنين ايجاد شده که هيچگاه سرد نخواهد شد(لا تبردّ ابدا).

راز جاودانگي آنحضرت در چيست؟حق طلبي و احياي حق،احياي امر به معروف و نهي از منکر، اصلاح دين جدش،مظلوميت،شهادتش، اسارت اهل بيت او و...

+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/24ساعت 11:49  توسط جعفرفلاح | 

همه ما آرزوهايي در دل داريم.بعضي آرزو ها با کمي کوشش و تلاش دست يافتني و بعضي هم سخت و دشوار.مثلاً عده اي از ما آرزوي داشتن خطي خوش، صدايي دلنشين، هنرمندي چيره دست و شاعري خوش ذوق را در سر و دل خود داريم وليکن تلاشي در اين مسير نداشته و يا فرصتي هم دست نداده است.اما بالاترين از همه اينها،خوب بودن است.اينکه انسان تمرين کند تا خوب حرف بزند،حرف خوب بزند،خوب زندگي کند،دستگير باشد، دروغ و تهمت نزند،از زشتي و ناپاکي ها پرهيز کند،بهترين هنر است، شدني و دست يافتني است.و هيچ فضيلتي برتر از انسان بودن به معني واقعي آن نيست.اين بهترين و بالاترين فضيلت است.

اهلبيت عليهم السلام نمونه يک انسان کامل هستند.حضرت امير عليه السلام از نوادر دوران خلقت است که زندگي او سراسر درس و الگو براي تشنگان حقيقت و فضيلت است.حضرت حتي در هنگام مرگ به فرزندش، توصيه مي کند تا با قاتلش مدارا کند.به او آب و غذا دهد و...

انشاء الله همه ما در طريق حق و کسب معارف انساني و اسلامي سر بلند و پيروز باشيم.

صلي الله عليک يا ابا عبدالله الحسين عليه السلام

+ نوشته شده در  جمعه 1390/09/11ساعت 16:26  توسط جعفرفلاح | 

خدا کند که تبسم لبی به آه نشکند

بلور بغض سینه ای به شامگاه نشکند

کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای

خدا کند میان راه بال او نشکند

***************

با روضه حسین نفس تازه می کنیم

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/09/06ساعت 21:25  توسط جعفرفلاح | 

در تعريف فلسفه اخلاق، علم اخلاق و يا اصول اخلاقي، نظرات  مختلفي ارائه شده  است ولي آنچه که در ميان همه اقوام و ملل بر آن متفق القول نظر دارند رعايت حقوق هم نوعان، عدم ظلم و تعدي به ديگران، پرهيز از دروغ و تهمت، ترحم و مدارا بر ضعيفان و زير دستان، برخورد انساني را از مباني اخلاق مي دانند.در آموزه هاي ديني و خصوصاً از پيامبر اکرم(ص) نقل شده است که: بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، يعني بعثت من براي تکميل مکارم اخلاقي بوده است.پايبند بودن به مباني اخلاقي منحصر به شخص خاصي نيست و شامل همه و در هر عصر و زماني مي شود.حتي تأکيد شده حقوق حيوانات را رعايت و خلاف منطق اخلاقي رفتار نکنيد.

هر يک از ما در برخورد روزانه با افراد، دچار لغزش هايي مي شويم که اگر کمي به عمق رفتار خود بيانديشيم و وجدان خود را قاضي کنيم از عمل خود شرمسار
مي شويم.

«داستانى است كه هم به امام حسن(ع) نسبت داده‏اند و هم به امام حسين(ع)، و اين روايتى كه نقل مى‏كنم درباره امام حسين عليه السلام است. مردى به نام عِصام بن المصطلق اهل شام، آمد در مسجد مدينه. مردى را ديد با هيبت و جلال، نظرش را جلب كرد، گفت: اين كيست آنجا نشسته؟ معلوم مى‏شود شخصيتى است. يك كسى گفت:حسين بن على بن ابيطالب. تا شنيد حسين پسر على، گفت: قربةً الى اللَّه بروم چند تا فحش آبدار به او بگويم. آمد و روبروى حضرت ايستاد و با كمال وقاحت تا مى‏توانست حضرت امير و خود حضرت را سبّ كرد و فحش داد كه: اسلام را شما خراب كرديد، شما مردمى هستيد منافق، و از اين حرفها. امام نگاهى به او كرد. در چهره‏اش خواند كه او يك مرد اغفال شده است. همينكه حرفهايش تمام شد، فرمود: امِنْ اهْلِ الشّامِ انْتَ؟ آيا تو اهل شامى؟ گفت: بله. يك جمله بيشتر نگفت: شِنْشِنَةٌ اعْرِفُها مِنْ اخْزَمٍ (مَثَل است) مى‏دانم، شاميها اين‏جور هستند، بنابراين شما در شهر ما غريب هستى، مهمان ما هستى، بيا برويم منزل مهمان ما باش، تو را پذيرايى مى‏كنيم، اگر آذوقه‏ات كم باشد آذوقه به تو مى‏دهيم و ... خود اين مرد مى‏گويد يكمرتبه حالتى به من دست داد، دوست داشتم زمين شكافته بشود به زمين فرو بروم».1

داستانهاي زيادي از نحوه رفتار بزرگان ديني ما در برخورد با مخالفان و معاندان نقل شده است.وقتي که آنان در برخورد با کافران و مشرکان، رفتاري لين و نرم داشته اند، ما چه اندازه رفتار آنان را الگو و سرلوحه خود قرار داده ايم؟برخورد ما با يک انسان،مسلمان، مومن، دوست و...چگونه است؟

 1-مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏22، ص: 314

+ نوشته شده در  جمعه 1390/08/20ساعت 20:35  توسط جعفرفلاح | 

کعبه سنگ نشانی است که ره گم نشود

در اين ايام که دلها متوجه مکه مکرمه و حج تمتع است مناسب ديدم تا خلاصه اي از خاطره اين سفر نوراني را نگارش نمايم.اميدوارم توفيق اين سفر روحاني نصيب همه دوستان و آرزومندان گردد.

بهمن ماه سال 81 که مصادف با ماه ذي الحجه بود توفيق حج تمتع و زيارت خدا نصيبم شد.دعوت به خانه و لايق شدن به اين سفر نوراني به هيچوجه از خاطرم محو نخواهد شد.جمله اي را شنيده ام که سفر به خانه خدا نه قسمت است و نه همت، بلکه دعوت است.براستي تا زماني که حضرت حق نخواهد اين امر ميسر نخواهد شد.خدا را بواسطه اين توفيق بزرگ بينهايت شکر گزارم.

سعي کردم قبل از عزيمت به سفر، ضمن آشنايي با مناسک حج، کمي از تاريخ اسلام و اماکن تاريخي و زيارتي کشور عربستان را مطالعه نمايم.

حاجي به ره کعبه و من طالب ديدار 
او خانه همي جويد و من صاحب خانه 

در روز چهارشنبه مورخ 9/11/81 ساعت 18.20 دقيقه، از ترمينال حجاج فرودگاه مهرآباد تهران عازم مدينه منوره شده و پس از 3 ساعت طي مسير، ساعت 21.30 وارد فرودگاه مدينه النبي شديم.پس از خروج از گيت و تحويل گذرنامه ها، عازم محل استقرار کاروان،هتل الياس الذهبي(مقابل مسجد النبي) شديم.

ساعت 5.30 صبح روز پنجشنبه جهت اقامه نماز صبح به مسجد النبي رفتم.پس از اداي فريضه صبح، مشغول تلاوت قرآن و زيارت رسول اکرم(ص) شدم.

زائران پروانه وار گرد وجود مقدس پيامبر چرخيده و با چشماني اشک آلود مشغول ذکر و دعا هستند.حضور در کنار حجره حضرت زهراء(س)، اقامه نماز مستحبي در کنار ستون توبه، وفود، حرس، و محراب پيامبر بسختي امکانپذير است.خصوصاً خواندن نماز ما بين منبر و محراب پيامبر( جمله اي از  پيامبر مقابل قبله برنگ طلايي نصب شده:مابين منبري و محرابي روضه من رياض الجنه-بين منبر و محراب من، قطعه اي از بهشت است.بعضي از بزرگان احتمال مي دهند حضرت زهرا در اين قسمت مدفون باشد.

براي زيارت ائمه مظلوم بقيع، به سمت قبرستان بقيع حرکت کرديم.حضور در قبرستان بقيع و زيارت ائمه مظلوم و خواندن زيارت نامه لذت بخش و ممانعت مأموران سعودي و عده اي از وهابيون نيز از صحنه هاي دلخراش و رنج آور است.

شور و شعف خاصي در وجودم موج مي زد.باورم نمي شد، قدم در مکان مقدسي نهادم که مهبط فرشتگان الهي و اقامت اهل بيت پيامبر بوده است.مدينه شهر با صفايي است و هرکس در آن شهر قدم مي گذارد احساس آرامش مي کند و دل کندن از آنجا هم واقعاً سخت است.

بعد از يکهفته حضور در مدينه، کليه وسايل شخصي را تحويل و لباس ها را هم از تن مي کنيم تا زمينه دل کندن از دنيا باشد.عازم مسجد نوراني و با صفاي شجره مي شويم.اينجا ُمحرم شده تا  َمحرم شويم.پس از ذکر تلبيح و لبيک،اللهم لک لبيک،براي انجام عمره تمتع عازم مکه مکرمه(خانه خدا) شديم.

 مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو 
مقصود تويي، کعبه و بتخانه بهانه

در تاريخ 20/11/81   از مکه سوار اتوبوسهاي بدون سقف شده،به سمت صحراي عرفات حرکت کرديم.حضور در عرفات و تلاوت دعاي عرفه،از جمله مناسک با صفا و دل انگيزي است.در اين مکان شريف حضرت سيدالشهداء با تلاوت دعاي عرفه با چشماني اشک آلود، حج را نا تمام و عازم عراق شدند.

پس از نماز مغرب و عشاء، اعضاي کاروان سوار بر اتوبوس شده و به سمت مشعر حرکت کردند.بدليل حجم زياد زائران و ترافيک سنگين در مسير عرفات تا مشعر،  به اتفاق تعدادي از دوستان با پاي پياده به سمت مشعرالحرام حرکت و پس از يکي دو ساعت به مقصد مورد نظر رسيديم.با شنيدن اذان صبح نماز را بجا آورديم.در اين مکان تعداد سنگ ريزه مورد نياز جهت رمي جمرات را جمع آوري کرديم.با طلوع شفق و روشن شدن هوا عازم منطقه منا شديم.بعد از سه روز وقوف در اين منطقه، پس از رمي شيطان، انجام قرباني، و عمل حلق(تراشيدن موي سر) در روز جمعه بعد از رمي سوم، در مقابل مسجد خيف توقف کرده و پس از اذان ظهر، سيل عظيم حجاج با عبور از تونل ملک خالد، عازم خانه خدا براي انجام طواف شدند.

ای قوم به حج رفته، کجائید کجائید؟

معشوق همين جاست، بياييد بياييد

معشوق تو همسايه و ديوار به ديوار

در باديه سرگشته شما در چه هواييد؟

پس از پايان مناسک حج در تاريخ 7/12/81 با پرواز يک هواپيماي سعودي به ايران مراجعت کردم.

از خداوند منان مسئلت دارم تا توفيق زيارت مدينه منوره و مکه مکرمه نصيب همه آرزومندان و مشتاقان گردد.

انک مجيب الدعوات

+ نوشته شده در  شنبه 1390/08/14ساعت 21:24  توسط جعفرفلاح | 

تلاش براي موفقيت اگر از روي عصابنيت، ترس، خودنمايي، غير عقلاني و...باشد کسب موفقيت ظاهري است و هيچ وقت رضايت بخش نيست، تلاش ارادي با داشتن انگيزه و هدف هميشه مثمر و قابل تحسين است.

راز موفقيت فرار از مشکل و يا کوچک شدن در برابر آن نيست.راز موفقيت پرورش دادن خودتان است تا بتوانيد از موانع و هر مشکل بزرگي عبور کنيد.

مهمترين دليل که باعث مي شود بيشتر افراد به چيزي که مي خواهند نرسند اين است که آنها نمي دانند واقعاً چه چيزي مي خواهند.

شخصيت، طرز فکر و عقايد، نقش مهم و حساس در تعيين موفقيت دارند.کليد موفقيت، زنده کردن انرژي مثبت درونتان است.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/07/30ساعت 20:32  توسط جعفرفلاح | 

گويند سر عشق مگوئيد و مشنويد

مشکلي حکايتي است که تقرير مي کنند

 همايش نيروهاي اطلاعات و عمليات دفاع مقدس در گوهر باران ساري با حضور تعداد زيادي از نيروها به اتفاق خانواده هاي آنان برگزار گرديد.در اين همايش حاج کميل کهنسال از فرماندهان لشگر 25 کربلا در زمان جنگ که سابقه حضور و مسئوليت اطلاعات و عمليات را نيز بعهده داشته به بيان خاطرات خود پرداخت.نکته ظريف در سخنان وي، تأکيد بر جمع آوري و تدوين خاطرات نيروهاي اين واحد در عمليات ها بوده و آمادگي خود را نيز در اين زمينه اعلام نمود.ايشان اظهار داشت: نيروهاي اطلاعات و عمليات از برگزيدگان جمع رزمنده ها بوده که با طي کردن دوره هاي آموزشي سخت و دشوار، مسئوليت خطير شناسايي مواضع دشمن را بعهده داشته و جزو خط شکنان در عملياتها بوده اند.بدون استثناء بهترين فرماندهان يگانها سابقه حضور در اين واحد را تجربه کرده و از جمله نيروهاي تيز هوش و با استعداد آن دوران بوده اند.شهيدان ابراهيم و محمد حسن طوسي-حسين املاکي-محمد مرشدي- حسن غفاري- مجيد سعادتي-حسن علي امامي- مهدي نصيرايي-هادي مصلحي-مهدي نيا طبري-محسن بهاور از چهره هاي شاخص واحد لشگر بوده اند.

تلاش دوستان و بازماندگان آن زمان جنگ، در برگزاري همايش دوره اي و دعوت از همرزمان آن دوران در استانهاي گيلان-مازندران و گلستان و تجديد ديدار و بيان خاطرات، اقدامي ارزشمند و ستودني است.

ياد و نام همه شهداء، علي الخصوص شهداي اطلاعات و عمليات زنده و جاويد باد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/07/24ساعت 21:51  توسط جعفرفلاح | 

پاييز سال ۶۵مأموريتي به لشگر ويژه در منطقه جنوب داده شد.به اتفاق مسئول واحد اطلاعات لشگر(حاج مجيد)،برادران اصغر و رضا نخعي، محسن اميرخاني، مهدي الهي عازم منطقه شلمچه شده و در يک ساختمان قديمي کنار پل نو مستقر شديم.پس از آشنايي اوليه با منطقه، کار خود را با ديده باني از منطقه شلمچه و مواضع عراقي ها آغاز کرديم.

ساختمان متروکه را تميز و سر و سامان داده، و کف اتاق را با چادر برزنتي و پتو، فرش کرديم.اتاق و دستشويي را با سيم تلفن برق کشي کرده و سر سيم را به موتور برق وصل و با تاريک شدن هوا، موتور را روشن مي کرديم.يکي از روزها لامپ اتاق ما سوخت. فانوس و نفت هم براي روشن کردن اتاق نداشتيم.همچنين رفتن به شهر هم بعلت رعايت مسائل حفاظتي مقدور نبود.يکي از بچه ها پيشنهاد داده بود در سنگر نماز خانه از برق براي روشنايي استفاده مي شود.ما لامپ سوخته را با لامپ سالم تعويض نمائيم.اين کار توسط يکي از دوستان قبل از نماز مغرب انجام شد.هنگامي که براي اقامه نماز مغرب و عشاء به سنگر نمازخانه رفتيم، تعدادي از بچه ها در صف نماز جماعت نشسته و منتظر پخش اذان و آمدن امام جماعت براي نماز بودند.يکي از رزمنده ها گفت.تا چند ساعت قبل لامپ سالم بود چرا الان روشن نمي شود؟.يکي از دوستان ما در پاسخ گفت، حتماً کسي نياز داشته و با لامپ سوخته اي آنرا عوض کرده است.از قديم گفته اند چراغي که در خانه رواست، در مسجد حرام است.با شنيدن اين جمله همه خنده کرده و گفتند:نکنه که خودت اين لامپ را برداشتي؟

روحاني هم براي اقامه نماز حاضر نشد.همه يکديگر را دعوت به قبولي امام جماعت
مي کردند تا اينکه آقاي فرومندي(قائم مقام فرماندهي لشگر نصر) که در بين جمعيت نشسته بود به جلو رفته و بعنوان امام جماعت، نماز را اقامه و ما هم به او اقتدا کرديم.پس از نماز يک يک از سنگر خارج مي شديم.آقاي فرومندي در جلوي ورودي سنگر مشغول پوشيدن پوتين و بستن بندها بود و چند دقيقه اي ورود و خروج به نمازخانه را مسدود کرده بود.همه منتظر بودند تا ايشان از در ورودي کنار برود.لازم به يادآوري است که بعلت تاريکي شب، کسي نمي دانست اين فردي که مشغول بستن بندهاي پوتين است آقاي فرومندي قائم مقام لشگر و امام جماعت امشب است.بنده در پشت سر ايشان ايستاده بودم و چند بار تذکر دادم، برادر عزيز سريعتر، شما سد معبر کرده ايد.سپس دو دستم را روي پشت او که خم هم شده بود قرار داده و به سمت جلو هل دادم و گفتم برو کنار اخوي.وقتي از در ورودي کنار زده شد و سرش را بالا گرفت و عذر خواهي نمود، در آن تاريکي بنده متوجه شدم که آقاي فرومندي است.از خجالت بعلت عمل ناپسند ، با سرعت از سنگر دور شده و خود را به آن طرف جاده رسانده و موضوع را براي همه دوستان تعريف کردم و آنها هم بخاطر اين اشتباه فاحشي که مرتکب شده بودم مي خنديدند.

آقاي فرومندي هم فکر مي کنم در عمليات کربلاي 5 در منطقه شلمچه بدرجه رفيع شهادت رسيد.

يکي از محاسن و ويژگي هاي جبهه، همين يکرنگي و عدم تفاوت بين فرمانده با ديگر نيروهاي رزمنده بود.اگر عمل اشتباهي در قبال مافوق مرتکب مي شدي، در امان بودي، نه اينکه مثل امروزي ها،جرأت انتقاد از مافوق را نداشته باشي و اگر هم مطلبي خلاف نظرش بگويي از اهرم هايي اداري استفاده مي کنند.

ياد باد آن روزگاران، ياد باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/30ساعت 21:58  توسط جعفرفلاح | 

مدتي قبل چند کتابي پيرامون زندگاني علماي علم اخلاق و سالکان سير وسلوک تهيه و مشغول مطالعه شدم.يکي از اين کتابها بنام «در محضر افلالکيان» است که شيوه سير و سلوک و ذکرهاي شگفت انگيز عرفا نظير:مرحوم سيد علي قاضي-شيخ حسنعلي نخودکي-محمدتقي بهجت-مجتهدي تهراني-ميرزا جواد ملکي تبريزي-علامه طباطبايي-حسن زاده آملي-شيخ جعفر آقامجتهدي-حاج اسماعيل دولابي-حاجر مرشد چلويي توسط نشر سلسله مهر و مولف:گروه تحقيقاتي الغدير جمع آوري و به چاپ رسيده که همه را دعوت به مطالعه آن مي نمايم.

قطعاً مطالعه چنين کتب و آشنايي با خصوصيات اخلاقي بزرگان و رعايت نکات و توصيه هاي اخلاقي آنان باعث قدم برداشتن در مسير کمال، رسيدن به قرب الهي و پرهيز از کجروي ها خواهد شد.در ذيل به احوالات يکي از افلاکيان اشاره مي شود.

«حضرت علامه حسن زاده آملي مي فرمايند: در عنفوان جواني و آغاز درس زندگاني که در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف ايام در اسم و فعل و و حرف بودم و محو فرا گرفتن صرف و نحو، در سحر خيزي و تهجد عزمي راسخ و ارادتي ثابت داشتم.در روياي مبارک سحري، به ارض اقدس رضوي تشرف حاصل کرده ام و به زيارت جمال دلاراي ولي الله اعظم ثامن الحجج علي بن موسي الرضا –عليه و علي آبائه و ابنائه آلاف التحيه والثناء-نائل شدم.در آن ليله مبارکه قبل از آنکه به حضور باهرالنور امام(ع) مشرف شوم، مرا به مسجدي بردند که در آن مزار حبيبي از احباء الله بود و به من فرمودند:در کنار اين تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است.

من از روي عشق و علاقه مفرطي که به علم داشتم، نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم.سپس به پيشگاه والاي امام هشتم سلطان دين رضا-روحي لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم-رسيدم و عرض ادب نمودم.بدون اينکه سخني بگويم، امام که آگاه به سرّ من بود و اشتياق و التهاب و تشنگي مرا براي تحصيل آب حيات علم مي دانست، فرمود:«نزديک بيا!»نزديک رفتم و چشم به روي امام گشودم، ديدم آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود که : بنوش!

امام خم شد و من زبانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع که گويي خواستم لب هاي امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حيات را نوشيدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که اميرالمونين علي عليه السلام فرمود:«پيامبر اکرم(ص)آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم که هزار در علم و از هر دري هزار در ديگري بر روي من گشوده شد.»

پس از آن امام(ع) طي الارض را عملاً به من بنمود، که از آن خواب نوشين شيرين که از هزاران سال بيداري من بهتر بود، به در آمدم.به آن نويد سحرگاهي اميدوارم که روز به گفتار حافظ شيرين سخن به ترنم آيم که»:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي

آن شب قدر که اين تازه براتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب

مستحق بودم و اينها به زکاتم دادند

 

در محضر افلاکيان-صفحه 192

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/16ساعت 22:45  توسط جعفرفلاح | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
نظرات
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته دوم آذر 1390
هفته اوّل آذر 1390
هفته سوم آبان 1390
هفته دوم آبان 1390
هفته چهارم مهر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته اوّل شهریور 1390
هفته چهارم مرداد 1390
هفته دوم مرداد 1390
هفته اوّل مرداد 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته اوّل تیر 1390
هفته چهارم خرداد 1390
هفته دوم خرداد 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته چهارم اردیبهشت 1390
هفته اوّل اردیبهشت 1390
هفته سوم فروردین 1390
هفته چهارم اسفند 1389
هفته دوم اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته سوم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته سوم دی 1389
هفته چهارم آذر 1389
هفته سوم آذر 1389
هفته اوّل آذر 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته دوم آبان 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
آرشيو
پیوندها
پخش زنده زیارت حرم ائمه(ع)
فقه سیاسی-سروش محلاتی
فقه سیاسی-سید سجاد ایزدهی
حاج بصیر
گردان یارسول(ص)
همسفران اخلاص(جلسه یادمان شهدا واحد لشگر ویژه)
پايگاه آل البيت
پايگاه هاي اسلامي
شيداي شميم
عادي:مهدی آرام نژاد
حماسه آسمانی-حسین منصف
ميز4گوش:مهدی روشن ضمیر
شعر زندگي:حسین حقیقیان
مخفيگاه:حسین شیردل
روايت:سیدمحمد نوروزی
اطلاعات شخصي:س-ل
عكس:ف-ب
عكسخانه:ج-ب
سرشار از تهی:ع-ج
فروشگاه-م
اشك آتش
مجنون
خليل جوادي-شاعر
رهيدگان:ر-د
حرفی از آن هزاران
بررسی مسائل تاریخی کردستان
غلط زیادی-امیر-خ
انديشه
ديار يار
آهنگ دل(دکتر مجید کریمی)
نقطه رهایی
عبدالله اکباتان
خراسانی
شهید نیما سرمد
نسیم اندیشه
جغرافیا و برنامه ریزی شهری-ایمان عزیز
تبلیغات کارت شارژ
شیعه حضرت امیر(ع)
باشگاه استقلال
مزرعه رنگین-علیرضا بیژنزاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM